تبليغاتX
نغمه درد :: http://360.yahoo.com/profile-Uf5FAjE6erRlmmDhnxloHDzK
نغمه درد
دوست گلم

دوست گلم !!!

کاش میشد اشک را تهدید کرد

مدت لبخند را تمدید کرد

کاش میشد در میان لحظه ها

لحظه دیدار را نزدیک کرد

زندگی زیباست نه در رویا

بوسه زیباست نه برای هوس

پرنده زیباست نه برای قفس

دوست داشتن زیباست

نه برای لمس کردن برای هس کردن

باز من دلم گرفت

دلم میخواد برم اون بالای کوه

کنار اب سکوت همیشگی فقط باد

یه باد که همه چیز و بدم دستش

فراموش کنم همه اون چیزهایی رو که نمیتونم باور کنم

همه اون بلندیهایی رو که دوست داشتم

همه دور دستهایی رو که دارن دورتر مشن

و فراموشی من تو و سکوتم

سکوتی از روی اجبار و حادثه و احترام

 

 

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 19:18
یادته

    پدیده تقدیم میکند...

 

 

 

          *روزخيلي طلايي روز ترس از جدايي *

 

*دستمون تو دست هم بود غصه هامون زیاد بود *

 

*چشم نازت مال من بود  دیدن من قد غن بود *

 

*روزگار  قهر آشتی هیچ کسو جز من نداشتی *

 

*رؤیا های آسمونی  قول دادی پیشم بمونی *

 

*روزهای بی غم غصه ببینم اول غصه *

 

*عَصر ِابراز علاقه خبر خوش کلاغه *

 

*دست گرمت تو زمستون شونه من زیر بارون *

 

*واسه خنده اجازه، اوناکه میگفتی رازه شرطامون سر صداقت تو مجازات خیانت *

 

*دستاتو می خوام بگیرم راستی من بی تو میمیرم *

 

*واسه فال، قهوه رو خوردن روزی صد بار بی تو مردن *

 

*پیش هم بودیم نزاشتن  اونا ما رو دوست نداشتن *

 

*چیزی خواستیم از خدامون مستجاب نشد دعامون *

 

*چشممون زدن حسودا چشامون شد مثل رودا *

 

*گفتی ما باید جدا شیم بی درد غصه رها شیم *

 

 

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 19:4
نازنینم برس به فریادم

 

خيال كردم بري ميري از يادم

 

تو رفتي ونرفت چيزي از يادم

 

تو رفتي تازه عاشقتر شدم من

 

از اوني كه هم بود بدتر شدم من

 

صبح تا شب اين شده كارم كه واسه چشات بيدارم

 

تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم

 

تو بداد من رسيدي وقتي تنهايي مو ديدي

 

تو نزاشتي برم ازدست اگه چيزيم،هنوزم

 

نازنينم اميد شيرينم من بجز تو كسي نميبينم

 

از اون روزي كه رفتي يه روز خوش نديدم

 

بجز دستاي گرمت بلا وخوش نديدم

 

زندگيمو به پاي تو دادم اون روزارو نميره از يادم

 

                                

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 18:49
بانوی رویاهای من

 

 

  

 

 تقدیم به عشقم ...مهسا

 

       

 

 

*عمري به هر كوي وگذرگشتم كه پيدايت كنم*

 

*اكنون كه پيدا كرده ام ، بنشين تماشايت كنم*

 

*الماس اشك شوق را تاجي به گيسويت نهم*

 

*گل هاي باغ شعر را زينت سراپايت كنم*

 

*بنشين كه با هر نظر ، با چشم دل ، با چشم سر*

 

*هر لحظه خود را مست تر، از روي زيبايت كنم*

 

*بنشينم و بنشانمت آسان كه خواهم خوانمت*

 

*وين جان بر لب مانده را مهمان لبهايت كنم*

 

*بوسم تورا با هر نفس ، اي بخت دور از دسترس*


*ور بانگ برادري كه بس  ! غمگين تماشايت كنم*

 

*تا كهكشان ، تا بي نشان ، بازو به بازویت دهم*

 

*با همزماني  ، همدلي ، جان هم آرايت كنم*

 

*اي عطر ونور توامان يك دم اگر يابم امان*

 

*در شعري از رنگين كمان بانوي رويايت كنم*

 

*بانوي رويا هاي من ، خورشيد دنيا هاي من*

 

اميدفرداهاي من ، تا كي تمنايت كنم...!

 

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 18:41
کاش

        

 كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني يود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 19:0
رفتنی
نگو بار گران بوديم و رفتيم
نگو نا مهربان بوديم ورفتيم
آخه اينها دليل محكمی نيست
بگو با ديگران بوديم و رفتيم
 
 
 
خدایا
به هر که دوست می داری بیاموز
عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر ک دوست تر می داری
بچشان که
دوست داشتن از
عشق برتر است
 
 
|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 18:51
سختگیری

Be Easy On Yourself


بر خود سخت مگير


Our days can sometimes be very confusing


گاه بسيار آشفته ايم و سر در گم


We seems to have too many things to do

 
گويي كوهي از كارها در برابر ماست


too many problems to slove


و گره هاي بسيار كه بايد گشود

 
and not enough time to accomplis everything


و زمان كافي براي اين همه فراهم نيست


We tend to forget that each day is a beautifu


گويي فراموش مي‌كنيم كه هر روز معجزه زيبايي است

 


and there is much love and enjoyment to be experienced

سرشار از عشق و شادي در وجودمان


you don't have to solve every problem or accomplish all your goals in one day

مجبور نيستي تمام گره ها را يكروزه باز گشايي و تمام هدفها را ، يكباره


finish what you can today

 
امروز همان كن كه مي‌تواني


and leave the rest for tomorrow


و باقي را گویی كه فردايي هست


allow yourself time to relax ,time to be with your friends and loved ones


براي آسايش خود ، بودن با دوستان و عزيزان


time to play , and time to sit in the sunshine


بازي و تفريح و نشستن در زير آفتاب ، وقتي را برگزين


be easy on yourself, and you will find yuor problems are easier to solve


بر خود سخت نگير تا ببيني كه سختي ها چگونه آسانتر مي‌شوند و

 

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 17:24
دعا

از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد

 

خدا گفت : نه !


رها کردن کار توست تو بايد از آنها دست بکشي

 

از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد


خدا گفت : نه !

 


شکيبايي زاده رنج و سختي است


شکيبايي بخشيدني نيست ، به دست آوردني است


از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد


خدا گفت : نه !


من به تو نعمت و برکت دادم ، حال با توست که سعادت را فرا چنگ آوري


از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد


خدا گفت : نه !


رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر ، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند


از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد


خدا گفت:  نه !


درست آن است که تو خود سر بر آوري و ببالي

 

اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي

 

 

******

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 17:18

پرمعنی ترین کلمه ما .... آن را به کار ببر

 

عمیق ترین کلمه عشق .... به آن ارج بنه

 

بی رحم ترین کلمه تنفر .... از بین ببرش

 

سرکش ترین کلمه هوس .... با آن بازی نکن

 

خودخواهانه ترین کلمه من .... از آن حذر کن

 

نا پایدار ترین کلمه خشم .... با آن را فرو ببر

 

بازدارنده ترین کلمه ترس .... با آن مقابله کن

 

با نشاط ترین کلمه کار .... به آن بپرداز

 

پوچ ترین کلمه طمع .... آن را بکش

 

سازنده ترین کلمه صبر .... برای داشتنش دعا کن

 

 

روشن ترین کلمه امید .... به آن امیدوار باش

 

ضعیف ترین کلمه حسرت .... آن را نخور

 

توانا ترین کلمه دانش .... آن را فراگیر

 

محکم ترین کلمه پشتکار .... آن را داشته باش

 

سمی ترین کلمه غرور .... بشکنش

 

سست ترین کلمه شانس .... به امید آن نباش

 

شایع ترین کلمه شهرت .... دنبالش نرو

 

لطیف ترین کلمه لبخند .... آن را حفظ کن

 

حسرت انگیز ترین کلمه حسادت .... از آن فاصله بگیر

 

ضروری ترین کلمه تفاهم .... آن را ایجاد کن

 

اصلی ترین کلمه اطمینان .... به آن اعتماد کن

 

سالم ترین کلمه سلامتی .... به آن اهمیت بده

 

دوستانه ترین کلمه رفاقت .... از آن سوء استفاده نکن

 

زیباترین کلمه راستی .... با آن رو راست باش

 

زشت ترین کلمه دو رویی .... یک رنگ باش

 

موقرترین کلمه احترام ..... برایش ارزش قایل شو

 

ویرانگر ترین کلمه تمسخر .... دوست داری با تو چنین کنند

 

آرام ترین کلمه آرامش .... به آن برس

 

دست و پا گیر ترین کلمه محدودیت .... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود

 

 

عاقلانه ترین کلمه احتیاط .... حواست را جمع کن

 

سخت ترین کلمه غیر ممکن .... وجود ندارد

 

مخرب ترین کلمه شتابزدگی .... مواظب پل های پشت سرت باش

 

تاریک ترین کلمه نادانی .... آن را با نور علم روشن کن

 

کشنده ترین کلمه اضطراب .... آن را نادیده بگیر

 

صبور ترین کلمه انتظار .... منتظرش باش

 

بی ارزش ترین کلمه انتقام .... بگذار و بگذر

 

ارزشمند ترین کلمه بخشش .... سعی خود را بکن

 

قشنگ ترین کلمه خوشرویی .... راز زیبایی در آن نهفته است

 

تمیز ترین کلمه پاکیزگی .... اصلا سخت نیست

 

رساترین کلمه وفاداری .... سر عهدت بمان

 

تنهاترین کلمه گوشه گیری .... بدان که جمع همیشه بهتر از فرد است

 

محرک ترین کلمه هدفمندی .... زندگی بدون هدف روی آب است

 

 

******

 

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 11:42
     

کاشکی تاریکی می رفت فردا می شد

صبح می شد چشمون تو پیدا می شد

لبای ناز تو با قصه عشق

مثل گلهای بهاری وا می شد

تا دلم شکوه رو آغاز می کنه دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

یادته قول دادی پیشم می مونی

قصه عشق زیر گوشم می خونی

نمی دونست دل وامونده من

که تو رسم بی وفایی رو می دونی

تا دلم شکوه رو آغاز می کنه دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

هنوز از عشق تو لبریز تنم

عاشق چشمای ناز تو منم

نمی دونم چرا من هم مثل تو

نمی تونم زیر قولم بزنم

تا دلم شکوه رو آغاز می کنه دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

*****

|+|
نوشته شده توسط پدیده قرن در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 11:36